روز ولادت با سر سعادت مولی الموحدین علی (ع) و روز پدر بر همه مبارک باد.

 

فاتح خیبر

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله «خَیْبَرْ» مرکز یهودیان را محاصره کرد. در ابتداى این غزوه على علیه السلام به خاطر چشم درد، از جنگ ناتوان بود. از این جهت رسول گرامى صلى الله علیه و آله پرچم را به دو تن از مسلمانان داد، ولى آن دو هر کدام پس از دیگرى بدون کسب پیروزى، بازگشتند.

                     

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: پرچم از آن اینان نبود، على علیه السلام را بیاورید! به عرض رسید: او درد چشم دارد. فرمود: او را بیاورید، او مردى است که خدا و پیامبرش را دوست دارد؛ خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند. «1»

وقتى على علیه السلام به حضور پیغمبر صلى الله علیه و آله رسید، رسول خدا صلى الله علیه و آله ضمن دعا براى وى از آب دهان مبارک بر چشم او کشید، درد برطرف شد. آنگاه پرچم را برافراشت و به میدان رفت.

دلاوران یهود از درون «دژ» بیرون آمدند، حارث برادر مرحب نعره‏زنان به سوى امام شتافت ولى پس از لحظاتى پیکر مجروح او بر خاک افتاد. مرگ برادر، مرحب را سخت متأثر کرد، لذا براى گرفتن انتقام، در حالى که غرق در سلاح بود به نبرد حضرت على علیه السلام آمد.

پس از گفت و شنودى که بین آن دو انجام گرفت چیزى نگذشت که شمشیر برنده قهرمان اسلام بر فرق مَرْحَبْ فرود آمد و او را به خاک افکند. دیگر دلاوران یهود، گریخته و به درون قلعه پناه بردند و درب را بستند. امام فراریان را تعقیب کرد و چون درب را بسته دید، با قدرت الهى دربى را که بیست تن مى‏بستند، یک تنه از جا کند و بر روى خندق قلعه یهودیان افکند، تا سربازان اسلام، از آن گذشتند و آن لانه فساد و کانون خطر را در هم کوبیدند. «2»

و از آن‏جایى که پیروزى چشمگیر مسلمانان در غزوه «خَیْبَرْ» در پرتو فداکارى و دلاورى امیر مؤمنان علیه السلام به دست آمد، آن حضرت را فاتح خیبر

   مى‏نامند.

حضرت على علیه السلام و جانشینى پیامبر صلى الله علیه و آله‏

بدون تردید مسأله رهبرى امّت و ولایت و سرپرستى امور مسلمانان از بزرگ‏ترین و مهم‏ترین مسائل اسلامى است. به لحاظ همین اهمیّت، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله سعى داشت مسأله رهبرى آینده جامعه اسلامى را در زمان حیات خود حل کند؛ لذا از اوّلین روز دعوت، مسأله ولایت را همراه توحید و نبوّت، با صراحت بیان فرمود. و براساس مجموعه خصوصیّات‏

 و فضائل و کمالاتى که در وجود مقدّس على علیه السلام بود، از سوى خدا فرمان داشت تا سرپرستى و ولایت على علیه السلام را بر امور دین و دنیاى مسلمانان، و جانشینى وى را پس از خود، اعلام نماید.

رسول گرامى صلى الله علیه و آله این رسالت الهى را در موارد گوناگون، اعلام کرد و ما- به منظور رعایت اختصار- تنها به سه حدیث: یوم الدّار، منزلت و غدیر اشاره مى‏کنیم.

- حدیث یَوْمُ‏الدّار

پس از گذشت سه سال از بعثت، با نزول آیه «وَ انْذِرْ عَشیرَتَکَ الْاقْرَبینَ» «1»

 رسول خدا صلى الله علیه و آله مأمور شد نخست، خویشاوندان خود را به اسلام دعوت کند. بدین منظور على علیه السلام به فرمان پیامبر صلى الله علیه و آله حدود چهل تن از سران بنى‏هاشم، از جمله: ابوطالب، ابولهب، عبّاس، حمزه و ... را مهمان کرد. رسول اکرم صلى الله علیه و آله پس از صرف غذا فرمود:

اى فرزندان عبدالمطّلب! در بین جوانان عرب کسى را سراغ ندارم که بهتر از آن‏چه من برایتان آورده‏ام، آورده باشد. من براى شما خیر و سعادت دو جهان را به ارمغان آورده‏ام. خدا فرمان داده است تا شما را به سوى او بخوانم. کدام‏یک از شما در این راه مرا یارى خواهد کرد تا همو، برادر، وصىّ و جانشین من گردد؟

پیامبر صلى الله علیه و آله این تقاضا را سه بار تکرار کرد و هر سه بار تنها على علیه السلام برخاست و اعلام آمادگى کرد.

در این هنگام، رسول گرامى صلى الله علیه و آله فرمود:

 همانا این (اشاره به على علیه السلام) برادر، وصىّ و جانشین من است.

سخنش را بشنوید و از او اطاعت کنید. «1»

- حدیث منزلت‏

تنها غزوه‏اى که على علیه السلام به دستور پیامبر صلى الله علیه و آله در آن شرکت نکرد، بلکه به عنوان جانشین آن حضرت، و به منظور پیشگیرى از حوادث احتمالى، در مدینه ماند، غزوه تبوک بود.

وقتى منافقان از تصمیم رسول خدا صلى الله علیه و آله آگاه شدند، دست به شایعه‏پراکنى زدند که روابط على علیه السلام با پیامبر صلى الله علیه و آله تیره شده و وى مورد بى‏مهرى رسول خدا صلى الله علیه و آله قرار گرفته است. على علیه السلام پس از اطّلاع از نقشه شوم آنان براى تکذیب گفتارشان، خود را به پیامبر صلى الله علیه و آله رسانید و آن حضرت را از جریان آگاه ساخت. رسول گرامى صلى الله علیه و آله ضمن دستور مراجعت، با جمله تاریخى خود، مقام و موقعیّت على علیه السلام را نسبت به خود چنین بیان کرد:

آیا راضى نمى‏شوى که نسبت به من مانند هارون، نسبت به موسى باشى؟ جز اینکه پس از من پیامبرى نیست. «2»

 - حدیث غدیر

رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله پس از بازگشت از «حَجَّةُ الْوداع» در سال دهم هجرت، روز هیجدهم ذى‏الحجّه در محلّى به نام «غدیر خم» طبق فرمان خدا «1» دستور داد، همه حاجیان توقّف کنند. سپس در حضور بیش از صد هزار نفر پس از ستایش خداوند و در ادامه خطبه‏اى مفصّل فرمود: مردم! سزاوارترین فرد بر مؤمنان از خود آن‏ها کیست؟ گفتند: خدا و پیامبرش بهتر مى‏دانند. فرمود: خداوند بر من ولایت دارد و من بر مؤمنان و بر آن‏ها از خودشان اولى و سزاوارترم.

آنگاه در حالى که دست على علیه السلام را بالا برده بود و جمعیّت، آن حضرت را در کنار پیغمبر صلى الله علیه و آله مى‏دیدند، فرمود: «هر که من مولا و سرپرست اویم على علیه السلام مولا و سرپرست اوست» «2» و این جمله را سه بار تکرار کرد.

سپس اضافه فرمود:

پروردگارا! دوست بدار آن‏که على علیه السلام را دوست بدارد و دشمن بدار کسى را که على علیه السلام را دشمن بدارد. خداوندا! یاران على علیه السلام را یارى کن و دشمنان او را خوار نما.

/ 0 نظر / 24 بازدید